تبليغاتX
††††† زندگي معني جديدي پيدا مي کند † ناگهان هوا را آلوده مي کند † از خاک زم ين † طغيان سرما † در تاريکي غير قابل نفوذ † دنيا را در خود مي پوشاند † وقتي سايه شب از راه مي رسد ††††† life has new meaning † suddenly... † and contaminates the air † from the soil † A chill rises † in impenetrable darkness † she cloaks the world † When night falls ††††† DUNKELHEIT:BURZUM ††††† BLACK ME†AL FANS

بلک متل و طرفداران بلک متل

 مصاحبه با varg vikernes قسمت 3

                             

نظر شما در مورد تروریست های مسلمان جدید چیست ؟
بسیار پیچیده است . نظر مختلفی در مورد ان می توان داد . بسیار مشخص است که امروزه تروریست در آمریکا را نمی توان با تروریست در ژاپن و آلمان در زمان جنگ جهانی مقایسه کرد . آنها هم مثل مسلمانان اهداف غیر نظامی را هدف قرار می دهند . تنها تفاوت انها این است که آمریکا مطمئننا بیشتر لایق کشته شدن غیرنظامیانش است . از سوی دیگر آنها خیلی خوشحال می شوند که جهان غرب نمی تواند تصمیمی برای پاک کردن انها از روی زمین . وبا توجه به این احتمال تهدید کردن آمریکا با ترور کار عاقلانه ای نیست . ما قبلا مردمی را می دیدیم که بحث می کردند در مورد بمب گذاری در مکه و بسیاری دیگر از مردم را می دیدیم که بحث می کردند و می گفتند ما هم باید مثل اسرائیل هرکاری که باعث نابودی انها می شود انجام دهیم . چرا ما باید نگران مسلمانانی باشیم که زندگی کودکان ما را تهدید می کنند ؟ البته تمدن بین النهرین ، بابل ، مصر و آشور به وسیله اعراب ساخته نشده . اعراب به این سرزمینها امدند از شبه جزیره سعودی در قرن هفتم میلادی در حالی که هزاران سال قبل در سرزمین های ذکر شده تمدن وجود داشته . حتی یهودیان اسرائیل هم در انجا سرزمین داشتند و این را فلسطینیان نمی تواند انکار کنند . اما جهان غرب چگونه به ان واکنش نشان می دهد آنها از این بهانه استفاده می کنند برای تبعه شدن مردم کشور های دیگر در کشور خودشان ، با همه نظارت ها و مراقبت ها . انها اساسا یک کشور پلیسی را نشان می دهند در جایی که شعار انها آزادی تبعه های کشورهای خارجیست . البته این حق آنان است که با بیرون کردن مسلمانان امنیت و آزادی را در کشورشان برقرار کنند . خب من می توانم به شما بگویم انها چه کاری می کنند . آنها دینشان را تمرین می کنند . اسلام یک دین استعمار طلب است . آنها می دانند تنها راهی که می توانند بر دنیا تسلط پیدا کنند تحریک طرفدارانشان بر علیه جهان پیشرفته است . کشورهای قدرتمند و پولدار . آنها همچون موش انسان تولید می کنند و می گویند برای به دست اوردن منافعشان به ارتش نظامی نیاز ندارند . دموکراسی ضعیف و مداراطلب ما آنها از این مسئله مطمئن کرده است . در اسلو حدود 40 درصد بچه ها مهاجر هستند . در ذهن مریض من این مانند آن است که کسی به مسلمانان آزاده اجازه امدن دهد و به تنهایی بمانند چون آنها می خواهند ما را به گروگانی ببرند . از نگاهی دیگر آیا حقیقتا کسی ار تروریسم مسلمان نمی ترسد اگر هیچ مسلمانی در کشور ما نباشد ؟ البته نه . آنها تهدید بزرگی هستند چون در میان ما زندگی می کنند . حالا چه کسی از اینان سود می برد ؟ آنها این قدرت را دارند که سلاحهای خود را ایمنی کنند ، مخالفان و هر کسی که با آنها ضدیت دارد را توقیف کنند . و این قوانین در جهان غرب وجود ندارد . پس مسلمانان تروریسم امروزی بسیار خطرناکند و ما باید این مشکل را حل کنیم با اخراج همه آنها از کشورمان و گلوله ها را به پس سر انها شلیک کنیم اگر آنها راه مصالمت آمیز را انتخاب نکردند .

آیا تصمیمی مبنی بر نوشتن خاطرات گذشته تان دارید ؟
احتمال دارد

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/04/01 ساعت 3:18 بعد از ظهر |
 مصاحبه با varg vikernes قسمت 2

                  

اگر الان اجازه گوش کردن موسیقی داشتید چه نوع موسیقی گوش می کردید ؟
من
das ich ، tchaikovski و موسیقی دانان کلاسیک دیگر . dead can dance ، Vangelis
، موسیقی سنتی روسیه و آلمان ، اپرا و ... ( البته در این مصاحبه از موسیقی دانان دیگری هم اسم برده شده )

شایعات زیادی بود در روزنامه ها در مورد آلبومی به نام
sorg که شما آن را در زندان ضبط کرده اید . آیا درست بود یا دروغ ؟
اینها همه شایعاتی بودند که برای خراب کردن
burzum درست شد من هیچ وقت آلبومی به این نام نساختم .

شایعه بزرگ دیگر این بود که درام و گیتار آلبوم بزرگ
filosofem به وسیله fenriz و noctuno culto ( درامر و گیتاریست گروه darkthrone ) زده شده است . آیا شما این شایعه را تائید می کنید ؟
چه کسی این شایعه را آورده ؟ چرا روی کره زمین فقط
fenriz و nocturnio culto می توانند این را بزنند ؟ . این آلبوم در سال 1993 در برگن ساخته شد . و همه آن را خودم زده ام . من همه سازهایم را به استودیو بردم و به تنهایی این آلبوم را ساختم .

وقتی که شما موسیقی متال را کنار گذاشتید توضیح دادید که موسیقی متال موسیقی ریشه ای سیاه پوستان است . چرا دو آلبوم آخر بارزام با سینتی سایزر ترکیب شد ؟ اما سینتی سایزر اختراع شد در سن پترزبورگ روسیه به وسیله
jew leo torment در سال 1920 و اولین سینتی سایزر termenvox نامیده می شد . این موضوع را چگونه توضیح می دهید ؟
مقایسه کردن یک ساز با یک فرهنگ موسیقی تقریبا اشتباه است و مانند مقایسه کردن نامه با زبان است . مثلا من می توانم از حروف لاتین استفاده کنم وقتی نامه ای به زبان روسی می نویسم اما آن همچنان روسی می ماند . اما اگر من زبان دیگری بنویسم با حروف روسی آن دیگر روسی نخواهد بود . پس اگر من از سازی استفاده می کنم که ساخته شده توسط
jew برای موسیقی اروپا این موسیقی همچنان اروپایی است و آمریکایی نیست و اگر من می خواستم یک موسیقی آمریکایی بنوازم از سازی آمریکایی استفاده می کردم . من می توانم رابطه بین موسیقی کلاسیک و متال را ببینم اما ایراد اصلی من این است که فرهنگ پیروی شده موسیقی متال از سیاه پوستان است و سران موسیقی متال سعی کردند باشند مانند یک سیاه پوست سفید و به همین دلیل از مواد مخدر ، سکس و ... خواندند .

اکنون چه می کنید ؟ آیا کتاب جدیدی خواهید نوشت ؟ و آیا همچنان در جستجوی افسانه ها و تاریخ اروپایی و آریایی هستید ؟
بله من همچنان کتاب می خوانم و سعی کی کنم افق های خود را گسترش دهم من کتاب های دیگری نخواهم نوشت اما در اواخر سالی که گذشت کتاب
lord of chaos را خواندم . در سه سال اخیر من خیلی منزوی بوده ام و از طرفی دیگر وقتی برای نوشتن کتاب نداشتم من از سال 1998 شروع به کتاب نوشتن کرده ام که بعضی از آنها هنوز چاپ نشده اند و چاپ انها بعد از ترجمه شدن به انگلیسی است . به احتمال زیاد کتاب اول در سال آینده چاپ خواهد شد و به زبان انگلیسی خواهد بود . در مورد انها بعدها خواهید شنید .

الان چه کتابی می خوانید ؟ و آن را از چه طریقی تهیه کردید ؟
الان کتاب
gjennom lysmuren ( به معنای از میان دیوار های روشن ) نوشته bente muller و کتاب historian om Europe به معنای تاریخ اروپا نوشته karsten alnaas را می خوانم . کتاب نوشته alnaas مانند دیگر کتابهایش بسیار ضعیف است و افکار او سیاسی است و کتاب دیگر هم که تازه شروع کرده ام تا الان جالب نبوده . ما هفته ای یک بار به کتابخانه می رویم و می توانیم از مسئولان کتابخانه کتابهای دیگر کتابخانه های نروژ را درخواست کنیم و بجز اینجا من از طریق مادرم و دوستانم کتاب تهیه می کنم .

ادامه دارد.....

 

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/04/01 ساعت 3:17 بعد از ظهر |
 مصاحبه با varg vikernes قسمت 1

                        

وقتی که شما تلاش می کردید برای فرار از زندان در اکتبر 2003 بسیاری از نشریات و روزنامه های نروژ در مورد آن نوشتند . طبق اظهارات وکیل شما آقای John Christian elden در aftenposten شما بجز خروج از نروژ نقشه ای نداشتید و می خواستید در جایی زندگی کنید که با شما مثل یک جذامی برخورد نکنند و در نهایت هم در ارتش خارجی فرانسه عضو شوید . به هر حال کسی از خود شما مطلبی نشنید . پس اگر ممکن است به مردم بگویید نقشه اصلی خودتان را از فرار از زندان و نقشه شما در مورد آن ؟
شما هیچ وقت حقیقت را از رسانه ها نخواهید شنید هدف اول آنها پخش تبلیغات و هدف دومشان هم پول در آوردن است . آنها هیچ وقت توجه نمی کنند که حقیقت را می گویند یا نه . اما در مورد انگیزه واقعی من از فرار بعدا خواهید فهمید .

اکنون احساس شما در زندان چیست ؟ اگر ممکن است روزهای عادی خود را شرح دهید . چه کارهایی را دوست دارید یا دوست ندارید انجام دهید ؟ و آیا شما از رییس و دیگر زندانیان می ترسید ؟
نه من از هیچ کس نمی ترسم . سیستم زندان در نروژ حقیقتا خیلی پیشرفته است و همچنین زندانیان و محافظان . اخیرا من در سلول خودم کامپیوتر دار شده ام و یاد خواهم گرفت برنامه های کامپیوتر را در سال جاری . بجز آن اتفاق خاصی نمی افتد . در بلوک من ما در یک روز 23 ساعت در انفرادی هستیم و یک ساعت در محوطه . ما یک تلوزیون در انفرادی داریم و یک بار در هفته هم به کتابخانه می رویم . این همه چیزهایی است که داریم . اگر من کاری بخواهم انجام دهم در سلول خودم انجام می دهم .

لطفا در مورد خانواده خودتان توضیح دهید . همسر و دختر شما چه می کنند ؟ آیا شما آنها را می بینید ؟
پدر من مهندش الکترونیک است و مدیریت ایمنی یک شرکت را بر عهده دارد . برادر من مهندسی مدنی و او هم در یک شرکت دولتی دیگر کار می کند . مادر من یک گروه آموزشی رنجش آور را دارد و همچنین در یک شرکت بزرگ نفتی کار می کند . دختر من در یک مدرسه ابتدایی درس می خواند . من دخترم را زیاد نمی بینم و در حقیقت من زیاد خانواده ام را ملاقات نمی کنم و از اکتبر سال قبل تا حالا هیچ کدام را ندیده ام البته این جزو مقررات زندان بود . بعد از اینکه من به زندان
trondheim منتقل شدم در ماه قبل من در هر هفته یک بار ملاقات دارم . من ارتباط نسبتا خوبی با خانواده ام دارم هرچند که دخترم مرا به خوبی نمی شناسد . اما در مورد همسرم من نمی دانم شما چه می دانید . من هیچ وقت با مادر دخترم ازدواج نکردم و همچنین با هیچ کس دیگری ازدواج نکردم . و شما می توانید بگویید که من همچنان در انتظار ملکه ای هستم که از آسمان به زمین و در آغوش من می آید

آرزوی بزرگ شما در زندان چیست ؟
چیز خاصی نیست . من انسانی منطقی هستم و نمی توانم آرزو داشته باشم برای چیزی که نیست . من با موقعیت سازگارم و حقیقت این است .

دقیقا کی از زندان آزاد می شوید ؟
بهترین حدس من آگوست 2006 است اما مطمئن نیستم . آنها زیاد قوانین را عوض می کنند به همین خاطر نمی توان دقیق گفت .

به چه دلیل شما
burzum را منحل کردید ؟ و آیا امیدی برای ظهور دوباره آن وجود دارد در آینده ؟
دلیل زیادی برای این هست . مهمترین ان این است که من خسته شدم از شنیدن شایعات احمقانه در مورد
burzum و این بهترین راه برای خفه کردن مردم است که بدانند burzum وجود ندارد . دومین دلیل هم این است که ادامه دادن در زندان خیلی سخت است . من توانایی ساختن دو آلبوم الکترونیک را داشتم اما فکر نمی کنم ارزش زحمتش را داشته باشد . سومین دلیل هم این است که دوست ندارم پیوند داشته باشم با چیز جدیدی که به آن گروههای بلک متال می گویند . آنها مرا شرمنده کردند و من خسته شدم از توضیح دادن و توضیح دادم و ملاقات کردم بسیاری از طرفداران را و گفتم من با این مردم هیچ کاری نمی توانم بکنم . من احساس می کنم در حقیقت سوء استفاده شد از آن به وسیله رسانه ها وقتی که دیدند همه رشد جنبش بلک متال را و خراب کردند به وسیله اخبار و شایعات مضخرف آنها . و من ترجیح دادم شگفت زده کنم طرفدارانم را با دو آلبوم الکترونیک وقتی که بلک متال به ویترین مغازه ها پیوست . در نهایت باید بگویم این زیاد الهام بخش نیست که ببینی هزاران گروه بلک متال را که به زور موزیک خود را می نوازند . چرا من بخواهم این نوع از موسیقی را بنوازم وقتی که هزاران گروه دیگر آن را می نوازند ؟ آیا ما واقعا نیازداریم که هزاران گروه این موسیقی را بنوازند ؟ آیا فقط یک paradise lost یا یک das ich ، یک Vangelis ، یک dead can dance ، یک pink floyd و یک iron maiden در سبکهای خود کافی نبودند ؟ من یکی از کسانی بودم که این موسیقی را شکل دادم و اگر آنها می خواهند بلک متال اولیه را پاره کنند به نظر من زیباست !!! آیا امیدی برای ظهور دوباره هست ؟ در این وضعیت من یک آلبوم پخش می کنم که روی هم رفته جدید است که اگر مانند دیگر گروهها بود زحمت بی خودی است . برای الان من آهنگ های زیادی در ذهن دارم ولی فکر می کنم الان زیاد جذاب نیست .

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/04/01 ساعت 3:15 بعد از ظهر |
 مراسم SATANISM شدن

  

اینم مراسمه شیطان پرست شدن

فقط به نظر من نرید تو خط این چیزا چون یه متال باز تو ایران باید حد خودشو رعایت کنه.این کارا برای کسایی است که از زندگیشون سیر شدن.بعضی ها هم که میبینید این کارا رو میکنن همه فیلمه.ما تا حالا نتونستیم بریم خدای خودمون رو عبادت کنیم چه برسه به اینکه شیطان رو بپرستیم.ولی حتما بخونید رسم مسخره ای دارند

 

 

کسب قدرت تاريکی   برای شیطان پرستی

 

به دست آوردن نيرو های نهفته در تاريکی کسب قدرتی است درونی و بی پايان .

انرژی عظيمی که اين امکان را به شما میدهد روح خود را ارتقا بخشيد و کمبود

هايش را با قدرت جايگزين کنيد . نکته ی مهم در برگزاری اين مراسم اين است که

هرگز نبايد به نتيجه بدگمان باشيد . خالصانه به نيروي روح خود و روح تاريکی

ايمان داشته باشيد. آنچه باقی میماند آرامش و دوری از افکاره بيهوده است که بايد

در خود ايجاد کنيد.

 

مقدّمات

 

محراب : مقابل ديوار غربی قرار گرفته پارچه سياهی به روی آن کشيده ميشود.

بالای سر محراب ( روی ديوار) ستاره 5 پر وارونه نصب کن . روی محراب 2

شمع سياه روی پایه ، خنجر مخصوص مراسم ، جمجمه انسان ، یک زنگ ، یک آ

تشدان و يک جام بگزار.*برای نور بيشتر میتوان از شمع های سياه در گوشه های ا

تاق استفاده کرد / میتوانيد از جمجمه انسان ساخته شده از مواد مصنوعی نيز استفاده کنيد.*

 

 

خون : جام را با مايعی به رنگ قرمز پر کن .ماهيت مايع اهمّيتی ندارد زيرا که ا

ين مايع نماد خون قربانيست.

آتش : آتشدان را درست در مرکز محراب قرار ده .

پوشش : تماماً سیاه همراه با ستاره 5 پر وارونه آویخته بر گردن .

 

آداب مراسم :

 

به ترتیب ذیل زنگ را به صدا درآور : شش بار در جهت جنوب ، شش بار در

جهت شرق ، شش بار در جهت شمال .حال خنجر را بدست گیر به سمت پنتاگرام

وارونه نشانه برو و با لحنی دعایی نیایش کن :

 

بنام شیطان بزرگ و افتخار او ، لوسیفر من نیروهای تاریکی و قدرت شیطان را

به درون فرا می خوانم .

 

با خنجر پنتاگرام وارونه یی در هوا رسم کن و آتش را بیفروز ، نیایش را ادامه بده :

آتش سیاه برافروخته ودرهای تاریکی بر پاشنه خود چرخیده اند . روح سیاه

وشیطانی کاین ظاهر شده ، کسی که از دوردست می اید تا خواست خود را بر فراز

هستی بنا کند.بر حذر باش از گمراهی انسان که همواره همراه اوست از ابتدا تا

نهایت .نظاره کن .این منم خدای دیروز ، امروز و فردا ها . نگهبان زمان

وابدیت .بی مانند .غرق در دانایی . بی همتا در توانایی .عناصر را بخوان تا مرا

خدمت کنند و نیروهای طبیعت را امر کن تا تجلی آمال من شوند .بپاخیز من تو رامی خوانم .

 

دوباره خنجر را به سمت پنتاگرام وارونه نشانه برو و ادامه بده :

کاین ، شیطان ، من قله ها را تصرف کرده ام . قدرت تاریکی در دستان من است .

اکنون من در قالب تو خواستهای شیطان ام را تجلٌی می بخشم ؛ پندار مرا با شکوه

وعظمت باستانی تسخیر کن . مرا در لایه های نامریی و رمزآلودش تنها گزار .

جام را در مقابل پنتاگرام وارونه بالا ببر ( بمنظور پیشکش ) و انگشت اشاره

دست راست را درون ظرف ببر . انگشت را از ظرف خارج کرده ، دور لبه جام

بگردان ( در جهت گردش عقربه های ساعت ) و همزمان بخوان :

من از این جام می نوشم .من از زندگی می نوشم . قدرتهای نهفته در تاریکی مرادر بر گیرید .

 

جام را یک نفس تا انتها بنوش .و ادامه بده :

همراه با برترین نیروهای شیطانی و عمیق ترین قدرتهای تاریکی به جهان مادٌه باز

می گردم تا شبی دیگر را تسخیر کنم .

آتش را خاموش کن ، زنگ را در خلاف جهت ابتدایی به صدا در آور، شمع ها را خاموش کن .

 

 

آتش سوزان و یک عریان

معبد پر خون و این شیطان

آخرین زنگار قلبش را

میتراشد با دلی نالان

از برای نفرت و کینه

در وجودش گشته یک طوفان

زندگی احساس عشقش را

شسته میبیند در این باران

 

اعمال و زمان شيطان پرستی :

زمان شيطان پرستی در زمانهای بسيار قديم و قرون اوليه آدمی در چندين زمان انجام

ميگرفت : اولين زمان هنگام کسوف و خسوف بود ؛ بر اين تصور که شيطان و خدای

تاريکی از انسانها عصبانی هستند و منتظر هديه خود و اگر برای آنها قربانی انجام

نميگرفت خدای تاريکی و شيطان تمام انسانها را قتل عام ميکردند لذا برای آرامش

شيطان قربانی کردن انسان انجام ميشد . اين مراسم به خصوص در قبايل امريکای

جنوبی بسيار فراوان ديده شده است به گونه ايکه اکتشافات به دست آمده وجود اين

قربانی کردن ها را تصديق ميکند و اتاقهای مخصوص قربانی کردن نيز به شيوه ای

خاص بنا شده بود و تزئينات خاص خود را داشت . البته قربانی کردن انسان در

زمانهای ديگر نيز انجام ميشد که اکنون قربانی کردن انسان در دوره کنونی در يک

شب کاملا تاريک انجام ميشود .اعمال مراسم شيطان پرستی نيز بسيار زياد است و به ذکر چند مورد بسنده ميکنم .مهمترين اعمال آنها اعمالی است که هميشه انجام ميدهند و در آن به انجام امور جنسی

میپردازند و همچنين از شيطان برای پيشبرد اهداف حاضرين کمک ميخواهند و اگر

کسی مشکلی داشته باشد برای حل مشکل وی دعا ميشود . مراسم بعدی ؛ مراسم

عضويت يک عضو جديد به اين هيئت و مجموعه است که اين کار توسط کشيش

کليسای شيطان و يا همسر وی ( بستگی به مذکر يا مونث بودن عضو جديد دارد )انجام ميشود .

 

مراسم قربانی کردن :

در شيطان پرستی جديد قربانی کردن مفهومی ندارد اما برای آنان که هنوز پيرو

شيطان پرستی قديمی و قرون وسطايی هستند اين کار در شبی تاريک انجام ميشود .

قربانی توسط آب مقدس غسل داده ميشود و بر روی محراب خوابانده ميشود . البته

اصولا قربانی ها قبل از انجام مراسم بيهوش ميشوند . و در کاملترين مراسم قربانی

کردن برای شيطان ؛ قربانی پس از کشته شدن و نوشيدن خون وی توسط آتش

سوزانده ميشود . در اين مراسم خواندن اوراد مخصوصی به زبانی کاملا بی معنی و

گاها عبری انجام ميگيرد .

 

 

مراسم معروف نماز سیاه یا نماز جماعت سیاه :

شاید معروفترین مراسم آنان باشد . این مراسم در کلیسای شیطان پرستی انجام میشود

و دقیقا همان مراسم عشای ربانی مسیحیت است با این تفاوت که تمام کارها برعکس

انجام میشود و البته کارهایی نیز در آن مراسم انجام میگیرد که از ذکر آنها خودداریمیکنم .

 

 

 

مراسم پیوستن عضو جدید:

در مراسم پيوستن عضو جديد به شيطان پرستان که البته همچين عملی در جادوگری

نيز وجود دارد ۵ بوسه مقدس است . اين ۵ بوسه توسط همسر يا خود کشيش به بدن

شخص عضو شونده زده ميشود که باعث خير و برکت او ؛ تقدس او در بين شيطان

پرستان ؛ تشکر از وی به منظور عضو شدن و در نهايت قبول فرد عضو شونده

است . شخص جديد در وسط پنتاگرام ( چه در جادوگری و چه در شيطان پرستی و

در هر دو پنتاگرام ) زانو ميزند در حاليکه کاملا عريان است . بوسه ها بر زانو ؛

الت تناسلی ؛ سينه ها و لبان شخص جديد زده ميشود . قبلا هم گفته شد که در اين دين

اعتقاد خاصی و احترام خاصی به اندام تناسلی قائل هستند زيرا زندگی و جهان را

بدون وجود آن پوچ ميدانند و آن را تضمين بقای بشريت ميدانند . البته قابل تامل است

که تضمين بقای آدميت به وجود آن بستگی دارد اما افراط و تفريط در هر دينی وجوددارد و خواهد داشت

 

 

 

شيطان پرستی در ايران :

 

شيطان پرستی در ايران از ديرباز وجود داشته است . چه قبل از زرتشت و چه بعد

از آن و شايد اوج آن در زمان زرتشت و بحث اهريمن و اهورامزدا باشد . اما بر

اساس تحقيقات نويسنده وبلاگ بيشتر شيطان پرستی در ناحيه غربی کشور و

ناحيه مرکزی ايران داير است . مخصوصا در شهرهای غرب و جنوبغرب کشور و

کردنشين که حتی مراسم اين عده در کوهها و دره ها نيز هنوز برگزار ميشود و

قربانی آنها حيوان است . در قسمتهای مرکزی ايران نيز هنوز هستند قبايلی که

شيطان پرست هستند اما خوب به گستردگی ديگر مناطق ايران نيستند . و

متاسفانه بعضی از اين کانونهای شيطان پرستی در تهران نيز در حال گسترشاست

با تشکر از منا خانوم

 

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/04/01 ساعت 1:57 قبل از ظهر |
 meyhem lyrics

 

MAYHEM

Buried by time and dust

 

Visions of that no mornings

light ever will come. I'm to old now.

The dark is so near, will I ever reach the land beyond

This is where we go when we have to die.

I've been old since the birth of time.Time buried me in earth

centuries ago, I tasted blood.

Buried by time and dust.

Many years has pasted since the funeral.

Missing the blood of human throats

so many years, ages ago.

I must await, feel my bodies stench

خیالات آن صبح بدون نور همیشه خواهد آمد

من اکنون بسیار پیرم

تاریکی بسیار نزدیک است ، آیا همیشه به آن سوی سرزمین خواهم رسید ؟

اینجا جایی است که وقتی که می خواهیم بمیریم می رویم

من پیر بودم بعد از تولد زمان . زمان مرا دفن کرد در زمین

قرنهای قبل ، خون را چشیدم

به خاک سپردم با زمان و خاک

سالهای بسیاری از این تشییع جنازه گذشت

خون گلوی مردم فراموش شد

سالهای بسیار ، سنین بسیار

من باید منتظر باشم ، حس کنم بوی گند جسدم را

Wanderings out of space.

Wandering out of time.

A world out of light, death at the end.

Only silence can be heard, silence of peoples tears.

No one knows my grave.

Buried by time and dust

سرگردان خارج از فضا

سرگردان خارج از زمان

دنیایی خارج از نور ، مرگ در انتها

فقط سکوت می تواند شنیده شود ، سکوت اشکهای مردم

هیچ کس قبر مرا نمی داند

به خاک سپارده شدم با زمان و خاک

 

 

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/04/01 ساعت 1:51 قبل از ظهر |
 burzum lyrics

   

       BURZUM       †

 A Lost Forgotten Sad Spirit

 

The Fire in the Sky is Extinguished Blue Waters no Longer Cry The Dancing of Trees Has Stopped

The Stream of Freshness from Cold Winds Exists no Longer

The Rain Has Stopped to Drip From the Sky

Still Dripping Exists From the Veins of a Nearly Dead Boy

Once There Was Hatred Once There Was Cold

Now There is Only A Dark Stone Tomb With an Altar

An Altar which Serves As a Bed A Bed of Eternal Sleep

The Dreams of the Human in Sleep Are Dreams of Relief A Gate out of Hell Into the Void of Death

Yet Undisturbed The Human Sleep And One Day Will the Grave Be Unlocked And the Soul Must Return to His World

But This Time as A Lost Forgotten Sad Spirit Doomed To Haunt Endlessly

 

آتش در آسمان خاموش شده و آبهای آبی دیگر گریه نمی کنند . رقص درختان متوقف شده .

رود خانه بی حرکت از باد سرد دیگر دوامی نخاهد داشت

باران از باریدن از آسمان باز ایستاده است

صدای چکیدن خون کودکی که در این نزدیکی مرده ، خاموش شده

بازهم دشمنی بود باز هم سرما بود

اکنون تنها باقی مانده سنگ قبری سیاه است با یک محراب

محرابی که نقش یک تخت خواب را بازی می کند

رویای مردان در خواب رویای آسودگی است و دروازه ای به خارج از جهنم و به سوی باطل کردن مرگ

و هنوز خواب مردان مختل نشده که یک روز قبرها بدون قفل خواهند شد و ارواح به دنیایشان برخواهند گشت

اما در این زمان یک روح فراموش شده به جرم رسیدن به ازل مجازات می شود .

 

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/04/01 ساعت 1:50 قبل از ظهر |
 مطلب
درود بر همه بلک بازها و متالر ها و بارزام بازها و میهم بازها و ...

این یه تیکه آخر هم گفتم تا بدونید من با میهم هم مشکلی ندارم.الان دیگه همه فکر میکنن که هرکی بارزام بازه و طرفداره بارزامه دیگه از میهم بدش میاد.نه ولی اینطوری نیست.اگه بین ورگ ویکرنز و میهم مشکلی است چرا باید من و خیلی ها خودمونو با این چیز ها قاتی کنیم؟


از این به بعد تو وبلاگه من هر ما آهنگ از خوانندگان متال ایرانی آپلود میشه.

این آهنگ ها رو من هر چند وقت یه بار میذارم برای دانلود.اگه هر چند وقت یه بار یه سری به من بزنید آهنگای جدیدی رو میبینید.


|+| نوشته شده توسط حسام در 85/04/01 ساعت 1:15 قبل از ظهر |
 Aras Music Download

               

اینم چند تا آهنگ از گروه تک بلک ایرانی به نام ARAS:

Sallakh E Azadi
Download MB   4 sokoot.mp3
Download MB   4 Bloody Ars
Download MB   2 Aroosake Ghashange Man
Download MB   4 Ghediseye Khiabanha
Holy Black Metal
Download MB   5     Beyond The North Waves
Whispers Of Insanity [Split with Avinar]
Download MB   4 True silent dying.mp3
Download MB   5 A Torn Fate.mp3
Dead Soul In The Cage
Download MB   7 Dead Soul In The Cage.mp3
Download MB   6 Sarve Shekaste.mp3
Download MB   3 Sarzamine Soogvar.mp3
 

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/04/01 ساعت 0:16 قبل از ظهر |
 BAND

درود به همه مردان تاریکی:

من دنبال موزیسینم برای گروهم.اگه کسی سازی میزنه خودشو به من معرفی کنه که بیاد پیشمون تسط بده.از شما هم تقاضا میشه که به من تو این کار کمک کنید که شاید یه بندی به وجود بیاد که نظر همه رو به خودش جلب کنه.از بعضی ها که در این کار منو همیاری کردن هم تشکر میکنم از جمله آقای POWER OF DARKS که تا حالا خیلی منو کمک کرده.

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/03/25 ساعت 2:36 قبل از ظهر |
 مسدود شد
توجه :دوسداران بارزام

تو پست قبلیم گفته بودم یکی برای بارزام شاخ شده.حالا برین ببینین عاقبتش چی شده:

www.cradle-of-ellmira.blogfa.com

  این وبلگ به علت رعایت نکردن قوانین مسدود شد                                                     

این حیوون خیلی برای من و دوستام شاخبازی در اورد.ما هم بهش گفتیم که این کارا عاقبت خوبی نداره.

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/03/19 ساعت 1:39 قبل از ظهر |
 

موسیقی متال به زبان ساده:

موسیقی متال زاده اعتراض است . اعتراض به مسائلی که شاید در تاریکی سایه ها محو شده اند وبعضی از آنها دیگر آنقدر عادی شده اند که شاید خود ما نیز کوچکترین توجهی نسبت به اون نداریم!موسیقی متال موسیقی فریاد است! و در عین حال آرامش خاص پس از فریاد را در ذهن شنونده ایجاد میکند .

من با اجازه دوستان در فکر درست کردن یه گروه متالم.نه اینکه به سبک متال و ... تکیه کنیم.من سبک جدیدی از موسیقی رو میخوام درست کنم که خودمم اختراعش کردم.من خودم بیس میزنم و خیلی مونده که نوازنده و دیگر کسانی رو برای این گروه انتخاب کنم.از شما دوستان عزیز که مایل هستند با من همکاری کنند پیشنهاد میشه که به من حتما خبر بدید. 

 

حالا برین توو قسمتهای دیگه تا از این وبلاگ حالشو ببرین

توجه:لطفا طرفداران برزام

یه حیوون به بارزام توهین کرده.از طرفداران بارزام دعوت به عمل میاید که با این حیوون مبارزه شدید بشه.درسته که ورگ ویکرنس تو زندان ولی تا طرفدارانش هستند کسی جرات توهین به اون رو نداره.ببینم چطوری ثابت (میکنید که طرفدار بارزامید.زنده باد(حسام

اینم وبلاگشه:www.cradle-of-ellmira.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/03/08 ساعت 0:23 قبل از ظهر |
 GORGOROTH

GORGOROTH

در سال 1993 Gorgoroth یک آلبوم به اسم A Sorcery Written in Blood ساخت که به صورت دمو بود و پس از آن در سال 1994 اولین آلبوم رسمی خود را با نام Pentagram را ارائه کرد. این  آلبوم به زودی به یکی از پیشگامان این حرکت رو به رشد یعنی (حقیقت گرایی) تبدیل شد. آلبوم بعدی آنها یعنی (ضد مسیح) حتی از Pentagram هم موفق تر عمل نمود و توانست تاثیر زیادی در جوامع مختلف داشته باشد. این کار Gorgoroth سبب شد که گروه از مخفیانه عمل کردن بیرون بیایند و با مقبولیتی که در جامعه پیدا کرده بودند بتوانند اولین اجرای زنده خود را در کشور نروژ و انگلستان با همکاری گروه Cradle Of Filth داشته باشند. و سر انجام آنها در سال 1996 اولین تور خود را برگزار کردند.
در سال 1998 گروه آلبوم Destroyer را ساخت که در آن صدای Gaahl (خواننده گروه) صدایی بسیار خشن بود که این صدای خشن و هولناک آنها سبب شد که آنها در مسیر Black Metal مرحله جدیدی را آغاز کنند. در سال
2000 آلبوم Incipit Satan (مقدمه شیطان)
به نمایش در آمد، ساخت این آلبون سه سال به طول کشید که در آن موسیقی ها بهتر و سنجیده تر شدند، که بار دیگر مرحله جدید از قلمرو گروه را نشان داد، و در آخر آلبوم (Twilight Of The Idols 2003) آلبومی بود که Gorgoroth را از زوایای مختلف نشان می داد و در حقیقت این آلبوم بهترین اثر و تاریک ترین بخش این گروه در تمام عمر خود است. نهایتا Black Metal قدیمی و نروژ توسط گروهی ساخته و نواخته شد که می دانستند چکار کنند و کار خود را به بهترین شکل ممکن به پایان برسانند.وقتی سخن از Black Metal قدیمی به میان می آید، باید به یک دهه پیش برگشت زمانیکه یک واقعه جدید به ویژه در کشور نروژ شروع شکل گیری و توسعه نمود، زمانی که گروه هایی چونBurzum , Darkthrone , Mayhem , Immortal هرکدام با نخستین اجرا های خود به میان آمدند. و نگاهی کاملا جدید را به Black Metal خلق کردند، نگاه و نگرشی که از گروه های افسانه ای چون Venom , Bathory الهام شده بود.
در همان زمان بود که گروهی بی نظیر و منحصر به فرد شکل گرفت، که با الهام از گروه Tolkien به نام Gorgoroth نام گرفت، این گروه از زمان شکل گیری بصورت مخفیانه (Underground) در مکانی تاریک و نا مقدس که بیانگر افکار آنها بود باقی ماندند و تمام مسائلی که پیش رو  داشتند را تحمل کردند و هرگز کنار نکشیدند و به راه خود ادامه دادند تا اینکه سر انجام
 در سال 1992 رسما کار خود را آغاز کردند، گروه Gorgoroth با اجرا های مکرر خود، ثابت کردند که نابقه های Black Metal نروژی هستند، آنها توانستند شاخه جدیدی را در Black Metal به وجود آورند، شاخه ای که به حقیقت گرایی تاکید داشت، شاخه ای که امروزه طرفداران بسیاری دارد. این گروه از اینکه هدفشان بدست آوردن پول باشد شدیدا پرهیز می کردند و محور تمام فعالیت های خود را حقیقت و واقعیت قرار دادند.


|+| نوشته شده توسط حسام در 85/03/05 ساعت 2:7 قبل از ظهر |
 KRISIUN

Krisiun

                     

 یک گروه Death Metal برزیلی است، شکل گیری گروه در سال 1990 آغاز شد، در آن زمان آنها به کارهای گروه هایی مثل Black Sabbath و Dio علاقه مند بودند و مانند همه هدبنگرز ها ایام جوانیشان را به گوش دادن به موزیک گروه های مورد علاقیشان می پرداختند و از آنجا بود که آنها تاثیر زیادی برای کارهای آینده خویش گرفتند. دو آلبومی که بیشترین تاثیر را بر روی آنها و کارهایشان گذاشت یکی آلبوم "show no mercy" از Slayer و دیگری "altars of madness" از Morbid Angel بود. دیگر زمان آن رسیده بود که آنها کاره خود را شروع کنند. بدون داشتن پول کافی برای خریدن وسایل خوب و لازم، آنها مجبور شدند کار خود را با وسایل بسیار ساده شروع کنند.گروه Krisun وارد صحنه شد در حالی که تماس خود را با دیگر گروه های برزیلی و مجلات متال قطع نکردند. کمکم تمام جهان کار آنها را شناختند و شیوه متال آنها شکل گرفت. چیزی که به آن نام Death Metal دادند.
Alex Max و Moyses در حالی که همه چیز را خودشون یاد گرفته بودند اولین دموی خود را با نام "evil age" در سال 1991 بیرون دادند. سال بعد دومین کارشون به نام   "curse of evil one" ضبط شد. از آن هنگام به بعد آن ها کار خود را در Sao Paulo دور از محل زندگی اولیه خود شروع کردنند. در این شهر جدید آنها کار خود را بر روی آلبوم جدیدشون به نام "
Unmerciful Order" شروع کردند. از آن زمان Krisun مقام خود را به عنوان یک گروه شناخته شده بخاطر تندی کار و اشعاری که میخواندند و همچنین کار های اعجاب آوری که بر روی سن انجام می دادند به دست آوردند. در سال 1995 آلبوم کامل "Black Force Domain" را به بازار ارزه کردند. فقط در ارز دو سال، آلبوم موفقیت زیادی به دست آورد و توسط کمپانی آلمانی Gun Records خریداری شد. این CD امتیاز زیادی از طرف محافل موسقی متال گرفت و راه برای ورود گروه Krisiun به ارئپا باز کرد. در سال 1997 گروه 20 کنسرت در آلمان انجام داد. همان سال در ماه دسامبر آنها دوباره به اروپا برگشتند و 30 شو دیگر همراه با Kreator و Dimmu Borgir انجام دادند. در سال 1998 گروه آلبوم جدید خود با نام "Apocalyptic Revelation" در استادیوی Harrys Johns در آلمان ضبط کرد و به بازار ارزه نمود، این گروه برزیلی در این هنگام با Cradle of Filth و Naplam Death و Borknager در اروپا تور کنسرت دادند. Krisiun تمامی آمریکا را همراه با گروه های Angel Corpse و Incantaion با موفقیت در کنسرت فبریه 1999 پیمود. این کنسرت جزء اولین 30 کنسرت در آمریکای شمالی بود. آنجا بود که برای Krisun موقعیت بسیار استسنائی بوجود آمد. یکی از تهیه کنندگان جشن متال Milwakee آنها را هنگام اجرای موسیقی دید و آنها را دعوت کرد تا در ماه جولای در فستیوال متال به هنر نمایی بپردازند. در همین موقع کمپانی Century Media Records قرار دادی را به آنها پیشنهاد کرد که موجب ساخته شدن آلبوم "Conquerors of Armageddon" شد که به طور حتم این بهترین آلبوم Krisuin تا به حال بوده. در پایان سال 1999 گروه به آرزوی دیر هنگام خود که همان کار کردن با Morbid Angel کسی که تاثیر زیادی بر آنها گذاشته بود رسیدند. سال 2000 سال بسیار پر مشقله ای برای گروه بود. در آن سال 120 شو در آمریکا و اروپا و برزیل انجام دادند که به عنوان پر افتخار ترین گروه برزیلی شناخته شدند. بعد از آن همه کنسرت، آنها به کشور خود بریل برگشتند و شروع به دادن تور های کنسرت خود در تمام نقاط برزیل کردند. در سال 2001 آن ها آلبوم Ageless" Venomous" را در برزیل ساختند که با موفقیت بسیاری همراه بود و امتیاز زیادی به آن تعلق گرفت.

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/03/05 ساعت 2:5 قبل از ظهر |
 RAGNAROK

Ragnarok

در سال ۱۹۹۴ گروه بلک متال Ragnarok توسط Jontho و Jerv بعد از آنکه آنها باند قبلی خود را ترک گفتند تشکيل شد. گروه قبلی Thoth نام داشت که اعضای باقی مانده يعنی Thyme و Rym پس از اندکی به آنها ملحق شدند که شيوه قرار گرفتن آنها در گروه چنين بود:Jerv-bass / Rym-guitar / Thyme-vocals
و Jontho-drums . در پايان سال ۹۴ گروه دمويی به نام Pagan Land يا سرزمين کافران را ضبط کردند، اين دمو در استوديوی کوچکی به نام Haga Audio ضبط شد. از آنجا که اين استوديو تا پيش از آن سابقه ای در زمينه ضبط موسيقی بلک متال نداشت، صدای ضبط شده کاملا واضح نبود. در سال ۱۹۹۵ گروه در شهر Sarpsborg و با همکاری ديگر باند های معروف توانستند اولين Demo خود و ترانه ای با عنوان Et Vinterland I Nord را ضبط کنند. اين آهنگ از همه لحاظ موفق بود و گروه تصميم گرفت تا اين ترانه را از چند رسانه به گوش ديگران برساند تا نظر آنها را در باره کار خود بفهمد، عکس العمل مردم آنقدر خوب بود که گروه تصميم گرفت تا آن آهنگ را در استوديوی ديگری به نام X-ray در همان شهر دوباره ضبط کند. بعد از عرضه اين دمو، گروه به استوديوی X-ray روی آوردند و اولين آلبوم کاری خود را با نام Nattferd ضبط کرده و در همان سال به بازار عرضه داشتند و برای اولين بار در کلوپ MC-Club Lacoste بر روی سن رفتند. در سال ۱۹۹۶ گروه اينبار از کار کمپانی NHF Records که مسئول آلبوم Nattferd بود راضی نبودند بنابر اين دنبال يک کمپانی ديگر برای کار خود می گشتند. اما کمپانی NHF با عقد قرار دادی بهتر با گروه توانست دو سال ديگر نيز قرار داد خود را با گروه تمديد کند. در اين سال گروه بار ديگر در شهر Oslo همراه با گروه Old Mans Child بر روی سن رفت. کمی بعد کمپانی Century Media خواهان عقد قرارداد با اين گروه شد که به علت داشتن قرارداد با کمپانی قبلی يعنی NHF، گروه نتوانست با اين کمپانی جديد قرار داد ببندد. در سال ۱۹۹۷ گروه دوباره به استوديوی X-ray رفت تا ايندفعه آلبوم دوم خود را به نام Arising Realm را توليد کنند که در همان سال به بازار عرضه شد. در اين آلبوم گروه از کمک Shagrath خاننده گروه Dimmu Borgir برای نواختن کيبرد بهره جست. اما از آنجا که او برای رسيدن به امور گروه فرصت کافی نداشت نتوانست با گروه به صورت کامل کار کندُ، و گروه او را به عنوان عضو افتخاری گروه در تهيه اين آلبوم شناخت. در سال 1998 آنها اولین تور کنسرت خود را همراه با Siebenburgen از کشور سوئد برگزار کردند و در همان تور از طرف فستیوال Hellraiser به آنها پیشنهاد شد که بر روی سن بروند، بنابراین گروه در تابستان 1998 همراه با دیگر باند ها مثل Lord Belial - Enslaved - Gehenna و سایر گروه ها بر روی سن رفتند. در اواخر سال 1998 گروه برای ضبط سومین آلبوم خود به نام Diabolical آماده شد و برای ضبط به استودیوی دیگری با نام Endless رفت و کار ضبط تا سال 1999 ادامه یافت، پس از ضبط به علت اینکه کار میکس خوب نبود، گروه برای نتیجه گیری بهتر تا پنج بار این آلبوم را Remix کردند. پس از اتمام کار Thyme به علت مسائل شخصی تصمیم به ترک گروه گرفت.
بعد از ترک او کار آلبوم به تاخیر افتاد، و گروه در صدد برآمد تا یک Vocalist جدید انتخاب کند. Rym تصمیم گرفت یک نوازنده گیتار جدید به گروه اضافه کند زیرا فکر می کرد این کار باعث پیشرفت موزیکال گروه می شود. در همان سال Sander از گروه Shadow Dancers به گروه پیوست. در سال 2000 شخصی به نام Astaroth از کشور نروژ خوانندگی گروه را به عهده گرفت. کمی بعد از آن آلبوم Diabolical به بازار عرضه شد. گروه در فستیوال Under Black Sun در آلمان شرکت کردند اما از اجرای بسیار ضعیف Sander بهت زده شدند. جرای او آنقدر ضعیف بود که بلافاصله او را از گروه بیرون کردند. Astaroth بر روی سن خوب عمل کرد و باند تصمیم بران گرفت تا او در باند بماند. در همان سال یک تور دیگر برگزار شد و فردی به نام Lord Arcamous به گروه پیوست. در این تور گروه ها از نظر مالی پشتیبان نداشتند بنابراین این کار برای گروه بسیار گران و سخت از آب در آمد. دلیل دیگر این بود که Rym در این تور نتوانست گروه را همراهی کند. فشار زیادی که بر روی گروه بود و این نکته را آشکار کرد که Astaroth فرد مناسبی برای گروه نیست و بنابراین از گروه بیرون رفت، در همین سال قرارداد با کمپانی NHF تمام شد و گروه برای پیدا کردن اسپانسری جدید آغاز به کار کردند. در سال 2001 Lord Arcamous عضو دائمی گروه شناخته شد و از آنجا که Astaroth از گروه بیرون رفته بود او کار Vocal را هم بر عهده گرفت. کمپانی Regain Rec با گروه Ragnarok برای دو آلبوم بعدی قرارداد بست. آنها به استودیوی Abyss رفتند و شروع به ضبط آلبوم بعدی خود با نام In Nomine Satanas  کردند. بعد از کمی تغییر در اعضای گروه، در سال 2003 آنها کار بر روی آلبوم بعدی خود به نام Blackdoor Miracle را در استودیوی Abyss شروع کردند، بعد از اتمام آلبوم در فستیوال Inferno در نروژ برگزار می شود شرکت کردند که موفقیت آمیز بود.

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/03/05 ساعت 2:2 قبل از ظهر |
 MARDUK BIO

Marduk

                                           

گروه مردوک در سال  1990  به وسيله morgan hakansson  در کشور سوئد و با گرايشات شديد شيطان پرستي تشکيل شد . گروه در سال  1991  اولين شاهکار خود را به نام fuck me jesus  به صورت نوار کاست ضبط کرد . دومين آلبوم گروه dark endless  نام دارد که در سال  92  ضبط و پخش شد . در سال  1993  گروه با شرکت فرانسوي osmose  براي پخش آثارش قرار داد بست و سومين آلبوم خود را به نام those of the unlight  در سال  1994  به وسيله اين شرکت پخش کرد .

بعد از اين آلبوم براي اولين بار گروه در خارج از سوئد و در فستيوال بلک متال در نروژ شرکت کرد . و در مي  1994  با ساپورت گروه ايمورتال در تور اروپا  son of the northen darkness  شرکت کرد و در پاييز همان سال هم گروه به استوديو رفت تا آلبوم بعدي خود را ضبط کند . opus nocturne  نام آثر بعدي مردوک بود . در فوريه  1995  و بعد از شرکت در تور the winter war  گروه آلبوم fuck me jesus  را به صورت mcd  ضبط مجدد کرد که فروش اين آلبوم هنوز در هفت کشور اروپا ممنوع است .

در ژوئن  1995  گروه در توري در مکزيک شرکت کرد و بلا فاصله آماده ضبط آلبوم بعدي شد اين آلبوم که heaven shall burn … when we are gathered  نام دارد در فوريه  1996  ضبط و در ژوئن همان سال پخش شد . بعد از اين آلبوم گروه مجددا در تور اروپا شرکت کرد و بعد از آن هم ميني البوم glorification  را ضبط کرد که شامل يک آهنگ ضبط مجدد و سه آهنگ کاور شده از گروههاي bathory ، philedrive  و destruction  بود .

در اکتبر  1997  گروه آلبوم heres no peace  را ضبط کرد و در نوامبر گروه براي ضبط يکي ديگر از شاهکار هايش به نام nightwing  آماده شد که در مارس  1998  اين آلبوم که از دوقسمت تشکيل شده آماده شد . در اوخر همين سال هم گروه البوم  panzer division marduk  ضبط کرد و بعد از آن هم در فستيوال هاي مختلف شرکت کرد .

اولين اثر استوديويي گروه در قرن بيست و يکم هم ميني سي دي  obedience  بود که در مارچ  2000  پخش شد و بعد از اين البوم هم گروه با گروههاي deicide  و cannibal corpse  در تور اروپا شرکت کرد .

آلبوم بعدي گروه infernal eternal  است که گلچيني از بهترين اجراهاي زنده گروه است . اين آلبوم هم در اواخر سال  2000  پخش شد . la grand dance macabre  آلبوم  2001  گروه است که فوق العاده زيباست . آخرين آلبوم گروه تا الان هم world funeral  نام دارد که محصول سال  2003  است . اين البوم به نظر من نهايت موسيقي بلک متال است و آلبومي بي نظير نسبت به تمام آلبوم هاست که حتي خود مردوک هم فکر نکنم بتواند همچين البومي را دوباره بسازد . بعد از تور اين البوم متاسفانه  خواننده گروه legion  از گروه جدا شد و تا آخرين خبري که من از گروه دارم هنوز کسي به عنوان جانشين براي او انتخاب نشده است .

اعضاي گروه مردوک از ابتدا تا الان :

Morgan hakansson  : از سال  1990  تا الان گيتاريست گروه است و سابقه فعاليت در گروههاي abrubtum  و devils whore house  را دارد .

B war  : با نام واقعي roger svenson  از سال  1992  تا الان بيسيست گروه بوده و در گروههاي allegiance  و devils whore house  فعاليت داشته .

Emil dragutinovic  : از سال  2002  تا الان درامر گروه بوده و در گروههاي legion  و nominon  فعاليت داشته .

Andreas axelsson  : از سال  1990  تا  1993  خواننده گروه بوده و در گروههاي edge of sanity  و infestdead  فعاليت داشته است .

Legion  : با نام واقعي erik hagsted  از سال  1995  تا  2003  خواننده گروه بوده و در گروههاي ophtalamia  و dissection  فعاليت داشته است .

Magnus andersson  : از سال  1992  تا  1994  گيتاريست گروه بوده و در گروههاي cardinal sin  و ... کار کرده است .

Joakim gothberg  : از سال  1990  تا  1995  درامر گروه بوده .

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/03/05 ساعت 1:59 قبل از ظهر |
 six feet under
(six feet under(6fu

                                                           

                                                 

گروه six feet under  به عنوان پروژه جانبي chris barnes  خواننده گروه cannibal corpse  در سال  1993  در فلوريداي آمريکا و در سبک دث متال تشکيل شد که در اين گروه allen west  گيتارست گروه obituary ، terry buttler  بيسيست گروههاي death  و massacre  هم حضور داشتند .

به اين گروه تا سال  1995  به صورت جدي نگاه نمي شد تا در اين سال chris barnes  از گروه cannibal  جدا شد و قدرت خود را کاملا به six feet under  معطوف کرد .

Hunted  اولين آلبوم گروه است که اثري بي نهايت زيبا و در نوع خود تک است اين آلبوم در سال  1995  ضبط و به وسيله شرکت metal blade  پخش شد .

1. The Enemy Inside
2. Silent Violence
3. Lycanthropy
4. Still Alive
5. Beneath A Black Sky
6. Human Target
7. Remains Of You
8. Suffering In Ecstasy
9. Tomorrows Victim
10. Torn To The Bone
11. Haunted

اثر بعدي گروه ميني آلبوم a live and dead  است که گلچيني از تور گروه است که به صورت زنده ضبط شده که آهنگ grinder  از گروه judas prist  هم در اين آلبوم کاور شده . اين آلبوم هم در سال  1997  پخش شد .

1. Insect
2. Drowning
3. Grinder
4. Suffering In Ecstasy
5. Human Target
6. Lycanthropy
7. Beneath A Black Sky

آلبوم بعدي گروه warpath  نام دارد که در سال  1997  پخش شد و در اصل ادامه دهنده آلبوم hunted  است ولي به نظر من از لحاظ زيبايي به آلبوم hunted  نمي رسد .

1. War Is Coming
2. Nonexistence
3. A Journey Into Darkness
4. Animal Instinct
5. Death Or Glory
6. Burning Blood
7. Manipulation
8. 419:
9. Revenge Of The Zombie
10. As I Die
11. Night Visions
12. Caged And Disgraced

بعد از دو سال استراحت گروه آماده اثر بعدي خود به نام maximum violence  شد . که در اين آلبوم هم سه آهنگ از گروههاي kiss ، iron maiden  و ac\dc  کاور شده است .

1. Feasting On The Blood Of The Insane
2. Bonesaw
3. Victim Of The Paranoid
4. Short Cut To Hell
5. No Warning Shot
6. War Machine
7. Mass Murder Rampage
8. Brainwashed
9. Torture Killer
10. This Graveyard Earth
11. Hacked to Pieces

بلافاصله و به فاصله جند ماه بعد از پخش اين آلبوم گروه آلبوم بعدي خود را که از کاور آهنگ هاي گروههايي مثل ac\dc ، black Sabbath ، sex pistols ، deads kennedys ، exodus ، savatage ، venom ، jimmi Hendrix  و scorpions  تشکيل شده است را پخش کرد که در اين آلبوم john bush  از گروه anthrax  به صورت مهمان به عنوان خواننده در گروه حضور داشت . اين آلبوم graveyard classics  نام دارد .

1. Holocaust
2. TNT
3. Piranha
4. Son Of A Bitch
5. Stepping Stone
6. Confused
7. California Uber Alles
8. Smoke On The Water
9. Blackout
10. Purple Haze
11. In League With Satan

البوم بعدي گروه که true carnage  نام دارد در سال  2001  پخش شد که در اين آلبوم هم ice t  از گروه nine inch niles  به صورت مهمان حضور داشت .

اين آلبوم با فروش فوق العاده اي در اروپا مواجه شد و کليپ آهنگ a day the dead walked  به صورت همزمان بار ها از شبکه هاي MTV  و MTV2  پخش شد .

گروه در سال  1992  در تور آمريکا شرکت کرد که از هوستون آغاز شد و گروههاي skinless  و sworn enemy  به عنوان ساپورت کننده هاي اين تور حضور داشتند و گروه در  14  ژوئن  2002  يک DVD  به عنوان double dead  را ضبط کرد که بسيار ديدنيست .

در اواخر سال  2002  هم گروه در فستيوال x mass  که به وسيله گروههاي marduk ، immolation ، kataklysm  و ... ساپورت مي شد شرکت کرد و اين تور را هم با موفقيت تمام کرد .

 

1. Impulse To Disembowel
2. Day The Dead Walked
3. It Never Dies
4. Murderers
5. Waiting For Decay
6. One Bullet Left
7. Knife, Gun, Axe
8. Snakes
9. Sick And Twisted
10. Cadaver Mutilator
11. Necrosociety

اما آخرين آلبوم گروه که به نظر من شاهکار گروه است در سال  2003  و به نام bringer of blood  پخش شد که رکورد فروش آلبوم هاي گروه را شکست و در جدول پر فروش ترين هاي آلمان در رتبه  36  جاي گرفت .

1. Sick In The Head
2. Amerika The Brutal
3. My Hatred
4. Murdered In The Basement
5. When Skin Turns Blue
6. Bringer Of Blood
7. Ugly
8. Braindead
9. Blind And Gagged
10. Claustrophobic
11. Escape From The Grave

اعضاي گروه six feet under  :

Chris barnes  : از سال  1993  تا الان خواننده گروه است و سابقه فعاليت در گروههاي cannibal corpse  و leviathan  را دارد .

Steve swanson  : از سال  1998  تا الان گيتاريست گروه است و سابقه فعاليت در گروه massacre  را دارد .

Terry buttler  : از سال  1993  تا الان بيسيست گروه است و سابقه فعاليت در گروههاي death  و massacre  را دارد .

Greg gall  : از سال  1993  تا الان درامر گروه است  .

Allen west  : از سال  1993  تا  1998  گيتاريست گروه بوده و سابقه فعاليت در گروههاي obituary ، massacre ، lowrow  و gallery of suicide  را دارد .

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/03/05 ساعت 1:51 قبل از ظهر |
 گروه پرشین متال
من با اجازه دوستان در فکر درست کردن یه گروه متالم.نه اینکه به سبک متال و ... تکیه کنیم.من سبک جدیدی از موسیقی رو میخوام درست کنم که خودمم اختراعش کردم.من خودم بیس میزنم و خیلی مونده که نوازنده و دیگر کسانی رو برای این گروه انتخاب کنم.از شما دوستان عزیز که مایل هستند با من همکاری کنند پیشنهاد میشه که به من حتما خبر بدید. 

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/03/04 ساعت 8:51 قبل از ظهر |
 عکس
اینم یه عکس هنری از ورگ ویکرنز

         نه میخوام ببینم از ای عکس شاخ تر داریم؟

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/03/04 ساعت 8:39 قبل از ظهر |
 SiX FEET UNDER

SIX FEET UNDER 

                                                          

                                   America the Brutal


I'd rather died than to live in this fucked world

Mr. President I'm not here to do your dirty work

Alone, I think I'm fighting a losing battle

Worth dying not for oil

من مرگ را به زندگي در اين دنياي لعنتي ترجيح مي دهم

آقای رئیس جمهور من اینجا نیستم که کارهای کثیف تو را انجام دهم

تنها ، فکر می کنم در جنگ شکست خورده ای می جنگم

ارزش مرگ برای نفت نیست

NO WAR Amerika the brutal

نجنگ آمریکای وحشی

Listen it's a fucking joke and they make you believe it on the TV

That's how they deceive you?-

I watch and I listen and I question their reasons

You know what, I don't fuckin believe em

گوش کن به اين جوک هاي لعنتي و آنها تو را وادار به باور کردن آن مي کنند در تلويزيون

آنها چقدر تو را فریب داده اند ؟

من می بینم گوش می کنم و دلیل این را می پرسم

تو می دانی من آن لعنتی ها را باور نمی کنم

NO WAR Amerika the brutal

نجنگ آمریکای وحشی

When I want to know the future I look into the past

I think of my best friend and his stories of Vietnam

And now I got a cousin fighting in Iraq , and I want her coming back

I'm not afraid to speak my own mind

I don't use the first amendment to hide behind

I'm guaranteed that freedom, I'm born with that right

And for that I'm ready to fight

I'd rather die than to live in this fucked world

Fake president, I'm not here to do your dirty work

Alone I think I'm fighting this losing battle- worth dying ?

وقتی که می خواهم آینده را ببینم به گذشته نگاه می کنم

من به بهترین دوستم و سرنوشت او در ویتنام فکر می کنم

و اکنون به نتیجه جنگ اقوامم در عراق ، و می خواهم که او برگردد

من از بیان افکارم نمی ترسم

من از اصلاحات اول برای پنهان شدن در پشتش استفاده نمی کنم

من آزادی را تضمین می کنم ، من با این حقیقت به دنیا آمده ام

و برایش آماده جنگیدنم

من مرگ را به زندگی در این دنیای لعنتی ترجیح می هم

رییس جمهور تقلبی من اینجا نیستم که کارهای کثیفت را انجام دهم

در تنهایی فکر می کنم می جنگم در یک جنگ شکست خورده ، ارزش مرگ

NO WAR Amerika the brutal

نجنگ آمریکای وحشی  

 


|+| نوشته شده توسط حسام در 85/03/04 ساعت 1:16 قبل از ظهر |
 MARDUK
                                       

                                                   

 

                                                    Within the Abyss


Arise thy evil soul

Mortals end is near

Rise of the ancients are coming

Mortals dwell in fear

Ripped up from the grave

The gathering is here

برخواستن روح شیطانی تو

پایانی مرگ آور نزدیک می شود

درخششی باستانی می آید

زندگی فانی در ترس

قبر را می شکافد و

اینجا جمع می شود

Kingdom of the dark

That has made our souls so strong

It's floating in our blood

The words of unholiness

سلطنت تاریکی

جسم ما را قدرتمند می کند

و بر روی خون ما شنا می کند

کلمات نامقدس

Arise thy evil soul

Mortals end is near

Rise of the ancients are coming

Mortals dwell in fear

Dead walks from their graves

The gathering is here

برخواستن روح شیطانی تو

پایانی مرگ آور نزدیک است

درخششی باستانی می آید

زندگی فانی در ترس

مرگ بر قبر های آنان قدم می زند

و اینجا جمع می شوند

Never will die

هیچ گاه نمی میرد

All within the abyss

همه در میان مغاک

Incense fills the cave

Where the Sabbath is held

You can feel the lust in the air

The smell of death

احساسات خشمگین

جایی که یکشنبه مقدس نگهداری می شود

می توانی شهوت را در هوا احساس کنی

و مرگ را استشمام کنی

We all know what's to come

The warlock - Satan's son

Day of doom, suffocation

The time has come to darkend the sun

ما می دانیم که چه کسی خواهد آمد

جادوگر – فرزند شیطان

روز مجازات ، خفقان

و زمان به سوی خورشید تاریک باز می گرد

د

 

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/03/03 ساعت 3:20 بعد از ظهر |
  BURZUM
                                                                     

                              

                                           ‌بارزام

 

Burzum گروه بارزام در ابتدا در اصل به نام urak hai در سال 1987 به وسیله کنت تشکیل شد . تاریخ بارزام همیشه با مبارزات شدید ورگ با مسیحیان ، طرفداری شدید ورگ از دین باستانی و خدایان اسطوره ای نروژ و حبس و زندانی شدن ورگ آمیخته بوده. هرچند که فکر می کنم تقریبا همه می دونن بارزام به معنای واقعی یه گروه نبود و کلیه موزیک و اشعار گروه بر عهده یک نفر به نام ورگ ویکرنس varg vikernes ملقب به کنت گریشناخ count grishnackh بود . ورگ در ۱۱ فوريه ۱۹۷۳ در برگن ( يکی از شهرهای شمالی نروژ ) به دنيا آمد . چيزهای بسياری در مورد ورگ و گروهش ٬ بارزام می توان گفت ولی من در اينجا به مسائل اساسی آن می پردازم . هرچند نمی توانم تصوير کاملی از بارزام ارائه دهم چون تا زمانی که کسی به آهنگهای بارزام گوش نکند نمی تواند معنای واقعی آن را بفهمد .من معنی خاصی از کلمه بارزام در هیچ دیکشنری پیدا نکردم ولی خود ورگ در مصاحبه ای گفته بارزام به معنای نهایت تاریکی است ( همانطور که بعدها به او لقب lord of darkness داده شد ). ورگ بجز يک سال زندگی با پدرش در عراق ( به قصد ماموريت ) بقيه زندگی خود را در نروژ و برگن گذراند . او زادگاهش را اين چنين تعريف می کند : اگر کسی دوستدار جنگل و طبيعت دست نخورده باشد از برگن خوشش خواهد آمد . اينجا پر از حيوانات وحشی ٬ کوههای سر به فلک کشيده و سرزمين های دست نخورده است . بعضی از نقاط جنگل به قدری انبوه است که برای راه رفتن بر روی زمين بايد خزيد . اين صحنه تصويری از عصر طلايی را زنده می کند . تصوير ادبی که شاعران لاتين و يونانی در روياهايشان می ديدند .اين همان پناهگاه قديمی طبيعت است و زندگی در شهرها بشر را از ديدن منظره طبيعی محروم می کند . در اوايل دوران انقلاب صنعتی چيزی که به رويای شاعرانه دوران طلايی پايان بخشيد ورود مسيحيان بود که منجربه بيرون راندن اقوام قديمی نروژ از جنگل ها شد . چند سال بعد ورگ در مصاحبه ای خطاب به مردم که سعی در فهميدن عقايد او داشتند چنين پيشنهاد کرد : هر کس می خواهد عقايد من را درک کند بايد در يک نيمه شب تاريک زمستانی تنها به ميان جنگل برود و خواهد ديد که جنگل با او صحبت می کند . در نروژ جنگل به منزله نيروی طبيعتی است که به غارت رفته. هزار سال پيش مسيحيان ساکنان اين جنگل ها را به زور بيرون راندند اما اخيرا به علت پيشرفت بلک متال و پيشرفت heathenism ( معنی اين لغت در فرهنگنامه بت پرستی و کفر است ولی در واقع اين لغت به معنای اديان کهنی است که خدايان ديگری را پرستش می کردند ) مردم به جنگلها بازگشتند تا قدرت خود را پيدا کنند . در اواخر دهه ۸۰ ورگ به موسيقی متال علاقمند شد و همين باعث شد او در اين راستا جنبشی بزرگ ايجاد کند . ورگ در مدت کمی به عضويت گروه old funeral در آمد که در آن زمان abbath و silenoez خواننده و گيتاريست های immortal به همراه tyr گيتاريست معروفی که سابقه همکاری با گروههای بزرگی مثل emperor و satyricon و .. را دارد نيز در اين گروه حضور داشتند . ورگ به عضويت گروههايی مثل mayhem و satanel هم در آمد ولی هيچکدام نتوانستند او را ارضا کنند تا نهايتا در اوايل دهه نود او گروه انفرادی خود را به نام burzum تاسيس کرد که خود تمامی امورآن را مثل خواندن ٬ نواختن ٬ شعر ٬ آهنگسازی و ... را بر عهده داشت . ورگ اولين مینی آلبوم خود را به نام aske به کمک samoth در سال ۱۹۹۲ ضبط کرد . که کاور پشت جلد آن کلیسای سوخته torched بود که خود ورگ آنرا آتش زده بود . اين آلبوم توسط شرکت d.s.p که متعلق به euronimous گيتاريست و خواننده گروه mayhem بود پخش شد . مینی آلبوم burzum اثر بعدی ورگ بود که بعدها به همراه aske به عنوان یک آلبوم کامل شناخته شد . این آلبوم یعنی burzum/aske شامل 11 آهنگ است و جمع زمان آن 58:09 است . 1. Feeble Screams from Forests Unknown 2. Ea, Lord of the Depths 3. Black Spell of Destruction 4. Channeling the Power of Souls into A New God 5. War 6. The Crying Orc 7. My Journey to the Stars 8. Dungeons of Darkness 9. Stemmen Fra Taarnet 10. Dominus Sathanas 11. A Lost Forgotten Sad Spirit سومین آلبوم بارزام hvis lyest tar oss نام دارد که در اواخر سال 1992 و اوایل سال 1993 کار ضبط و پخش آن به پایان رسید . این آلبوم شامل چهار آهنگ است که اولین آهنگ بدون کلام بارزام که جزو شاهکار های او هست به نام tomhet در این آلبوم است . 1. det som engang var 2.hvis lyest tar oss 3.inn I slottet fra droemmen 4.tmhet در سال 1994 چهارمین آلبوم بارزام به نام det som engang var ضبط و پخش شد . این آلبوم هم شامل هشت آهنگ و زمان کلی 40:01 است . 1. Den onde kysten 2. Key to the gate 3. En ring til aa herske 4. Lost Wisdom 5. Han som reiste 6. Naar himmelen klarner 7. Snu mikrokosmos tegn 8. Svarte troner fantoft kirke کليسايی است در ۵ مايلی جنوب برگن که در قرن ۱۲ ساخته شده و يکی از معتبرترين کليساهای نروژ است و در نخستين ساعات روز ۶ ژوئن ۱۹۹۲ آتش زده شد . در اين مورد عده ای می گويند اين کار را ورگ انجام داده و عده ای ديگر می گويند اين کار توسط گروه neoheaten که رهبری آن بر عهده ورگ بوده صورت گرفته اگرچه که بعدها در دادگاه اين مطلب ثابت نشد . ورگ يهود و مسيحيت را آفتهايی معرفی کرده بود که ريشه اديان کهن نروژ را سوزانده است و به نظر ورگ و طرفدارانش سوزاندن معابد مسيحيان به نشانه به مبارزه طلبيدن آنها و انتقام گيری از آنهاست که هزار سال پيش در نروژ آنها معابد heaten ها و خود را سوزاندند . ورگ هميشه خود را سرباز odin معرفی می کند که می خواهد انتقام اجدادش را بگيرد . ورگ و اورانيموس (‌ قبلا اشاره کردم که او گيتاريست mayhem و صاحب شرکت d.s.p بود ) از برجسته ترين شخصيت های موسيقی بلک متال بودند و همکاری زيادی با هم داشتند ولی سر بعضی از مسائل با هم اختلاف پيدا کردند چون اورانيموس چه از نظر عقيدتی و چه از نظر موسيقی پيرو عقايد شيطان پرستی بود . برخلاف ورگ که شيطان را از ايدئو لوژی های مسيح می دانست . اين دو نفر سر مسائل ديگری نيز با هم به اختلاف بر خوردند و طولی نکشيد که اين اختلافات بالا گرفت و همه از آن با خبر شدند و حتی به روزنامه ها کشيد . نهايتا در ۱۰ آگوست ۱۹۹۲ ورگ به آپارتمان اورانيموس رفت و در طی يک درگيری با ضربات متعدد چاقو اورانيموس را به قتل رساند . در اينجا به جزئيات دقيق اين کار اشاره نمی کنم و فقط همين را می گويم که ورگ فکر می کرده اورانيموس قصد کشتن او را داشته و حتی گروه mayhem چند سال پيش اعلام کرد که اورانيموس چند هفته قبل از مرگ پيشگويی را ملاقات کرده بود و آن پيش گو گفته بود ورگ به زودی به جرم قتل به زندان خواهد رفت و اورانيموس هم که مطمئن بود کسی که قرار است به قتل برسد خود اوست تصميم گرفت که ورگ را بکشد . ورگ پس از سه سال درگيری با دادگاه و حبس های موقت آخرین آلبوم کامل با کلام خود را ضبط کرد که در طی آخرین مراحل میکس آلبوم نهايتا به زندان افتاد و تا سال ۲۰۲۰ به حبس در کاخ خود محکوم شد . او در حبس نيز مطالعات خود را قطع نکرد و مشغول به تحقيق و مطالعه در مورد تاريخ آلمان شد و در نهايت سازمانی به نام NHF را بر ضد مسيحيت در آلمان تاسيس کرد . این آلبوم که به نظر من بی نظیر ترین آلبوم تاریخ بلک متال است در سال 1996 و به نام filosofem در حالیکه خود ورگ آخرین میکس آنرا نشنیده بود توسط وکیلش پخش شد . این آلبوم هم شامل شش آهنگ و زمان کلی 66:36 است . 1. Dunkelheit 2. Jesus' Tod 3. Erblicket die Töchter des Firmaments 4. Gebrechlichkeit .I. 5. Rundgang um die transzendentale Säule der Singularität 6. Gebrechlichkeit .II. ورگ در زمان حبس خود هم دست از فعالیت و مبارزه بر نداشت و با تحریک طرفدارانش به آتش زدن کلیسا ها کار خود را ادامه داد و طرفداران ورگ هم با پوشیدن تی شرت بارزام به آتش زدن کلیسا ها می پرداختند و طبق آمار گرفته شده در طی سالهای 1997 تا 1999 تعداد 55 کلیسا به این شکل آتش زده شد . همچنين او اولين بلک متالی است که در آهنگهايش از کی برد استفاده کرد با اينکه در حال حاضر گروههای بسياری از کی برد اسفاده می کنند ولی ورگ هميشه يک قدم پيش بود . او درخششی است در آسمان سرزمينهای شمالی و حماسه او ادامه خواهد يافت و فصلهای جديدی به آن اضافه می شود . ورگ در اواسط سال 1997 تصمیم به ضبط آلبوم در زندان گرفت و اثر بعدی خود یعنی balders dod با یک سبک جدید یعنی موسیقی بدون کلام با کی برد خالی را ضبط کرد . Balders dod آلبومی فوق العاده زیبا با جوی بسیار غمگین است که ورگ در پس آهنگ های بدون آواز و خشک کی برد افسانه های خدایان باستانی نروژ را به زیبایی می نوازد . این آلبوم هم شامل شش آهنگ و زمان کلی 39:15 است . 1. Daudi Baldrs 2. Hermodr a Helferd 3. Balferd Baldrs 4. I Heimr Heljar 5. Illa Tidandi 6. Moti Ragnarokum آخرین آلبوم رسمی بارزام هم hlidlsjalf نام دارد که ادامه دهنده همان آلبوم balders dod و در همان سبک است . این آلبوم هم از هشت آهنگ تشکیل شده و زمان کلی 33:47 را دارد . 1. Tuistos Herz 2. Der Tod Wuotans 3. Ansuzgardaraiwo 4. Die Liebe Nerpus' 5. Das einsame Trauern von Frijo 6. Die Kraft de Mitgefuehls 7. Frijos goldene Tranen 8. Der weinende Hadnur البته آلبوم های زیادی از بارزام بعدها پخش شد که تعداد آن به 34 آلبوم می رسد ولی این آلبومها اکثرا همان آهنگ های قدیمی بارزام هستند و بجز یکی دو مورد مثل آلبوم های ragnarock و anthology که چند آهنگ آلبوم نشده بارزام را دارند بقیه تکراری هستند . در سال 2000 اولین آلبوم قدردانی از بارزام ضبط شد که گروه های مختلف در این آلبوم آهنگ های او را کاور کردند و همچنین در اواخر سال 2003 هم آلبوم دیگر برای قدر دانی از ورگ به نام a man a band a symbol ضبط شد . اعضای بارزام : Count grishnackh : با نام واقعی Christian varg vikerness گیتاریست ، بیسیست ، درامر ، کی برد ، خواننده ، آهنگساز و شاعر گروه بود . او سابقه همکاری با گروههای mayhem ، satanel و old funeral را دارد . Samoth : با نام واقعی Tomas Thormodsæter Haugen در مینی آلبوم aske گیتار زده و سابقه فعالیت در گروههای Arcturus, Emperor, Gorgoroth, Hagalaz' Runedance, Ildjarn, Satyricon, Sirius, Thou Shalt Suffer, Ulver, Zyklon, Zyklon-B.را دارد

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/03/03 ساعت 3:14 بعد از ظهر |
 DIMMU BORGIR
                       

                                                                                      

                                      Mourning Place


Daylight has finally reached it´s end

as evenfall strikes unto the sky

Far away in the dark glimpsing moonlight

sickening souls cry out in pain

روشنایی روز نهایتا به پایان می رسد

همچنانکه غروب بر آسمان سایه می افکند

دورتر ها نور تاریک ماه

ارواح کثافت می گریند در درد

Whispering voices, summoring screams

Waiting for Satan to bless their sins

Blackhearted angels fallen from grace

possessed by the search utter darkness

صدای نجوا ، عده ای فریاد می زنند

منتظر شیطانند تا ببخشد گناهانشان را

قلب سیاه فرشتگان از سینه شان سقوط می کند

در نهایت جستجو برای تاریکی

Hear the cries from the Mourning Palace

Feel the gloom of restless spirits

Hear the screams from the Mourning Palace

Feel the doom of haunting chants

صدای گریه را از قصر ماتم بشنو

از ارواح بی قرار تاریکی را حس کن

صدای گریه را از قصر ماتم بشنو

مناجات و مجازات گنهکاران را حس کن

Eternal is their lives in misery

Eternal is their live in griet

Abandoned in void of nothingness

A chain of anger, a letter of despair

ابدیت زندگی می کند در بی چارگی

ابدیت زندگی می کند در بردگی

در پوچی باطل تسلیم شدند

زنجیر خشم ، خطوط نامیدی

In this garden of depraved beings

this unsacred place of helpless ones

Satan blessed the creatures

unswathed them in endless night

در این باغ فساد

روحانیان تقاضای کمک می کنند

شیطان با خجستگی خلق می کند

و آزاد می کند آنها را در شب بی پایان

Whispering voices, summoring screams

Waiting for Satan to bless their sins

Blackhearted angels fallen from grace

possessed by the search utter darkness

صدای نجوا ، عده ای فریاد می زنند

منتظر شیطانند تا ببخشد گناهانشان را

قلب سیاه فرشتگان از سینه شان سقوط می کند

در نهایت جستجو برای تاریکی

|+| نوشته شده توسط حسام در 85/03/03 ساعت 3:7 بعد از ظهر |
onLoad and onUnload Example